|
ويژگيها و مشخصات اعضای سازمانهای مردم نهاد جوانان
هر فضا، موقعيت، مكان و زمان, آداب و قواعد بازي خود را دارد. مثلاً معمولاً در جلسه عروسي با لباس مشكلي وارد نمي شويم و در مجلس ختم، شوخي نمي كنيم، در اداره در مقابل مدير و يا مردم مثل منزل آزاد و راحت نيستيم و.....
با اين وصف سازمانهاي مردم نهاد جوانان به عنوان يك نهاد با موقعيت خاص خود علي القاعده بايد داراي آداب و قواعد ويژه خود باشد. با اين وصف اعضاي اين گونه نهادها، در صورت رعايت آداب و سنتهاي مربوط مي توانند موفق و پويا باشند. از جمله ويژگيهاي اعضاي سازمانهاي مردم نهاد به قرار زيرند:
1) هنر شنيدن و آموختن: هر فردي كه عضو سازمانهاي غير دولتي مي گردد بايد بداند كه قرار نيست اعضاي اين سازمانها از ابتدا افرادي کامل, تواناي مطلق و بي عيب و نقص باشند. بلكه بايد اين پيش فرض را بپذيرد كه وارد مجموعه اي مي شود كه قرار است در كنار ديگران چيزهايي بياموزد و اگر توانايي قابل ذكري در او باشد نيز ديگران مشتاقند كه از او بهره بگيرند. با اين وصف هنر شنيدن , آموختن، برقراری ارتباط صميمي با ديگران براي داد و ستد فكري از ويژگيهاي هر عضو از اعضاي سازمانهاي مردم نهاد جوانان است. به عبارت ديگر فردي كه وارد مجموعه اي از جوانان علاقه مند و داوطلب مي شود، بايد مهيا باشد و با اين نيت به جمع بپيوندد كه تغييري در خود ايجاد نموده و اگر مي تواند بر ديگران مؤثر باشد. و اين غايت حاصل نمی گردد، مگر آنكه بدنبال شكار لحظه ها، جذب نكات مناسب، اخذ تجربه هاي مفيد ونيز انتقال تجارب علمي و عملي به ديگران باشد.
2) قانونمندي: هر عضو سازمانهاي مردم نهاد جوانان بايد بداند كه داوطلبانه قرار است ضوابط و مقرراتي را تمرين و رعايت كند كه در مجموعه به نفع خود و ديگران است. اگر او در بيرون از مجموعه خود خواهانه و غير منضبط عمل مي كرد، هر زمان از سمتي طلوع و يا غروب مي نمود، هر وقت كه تشخيص مي داد خوابيده يا بيدار مي شد، هر گونه كه مناسب مي ديد مسئوليت مي پذيرفت و يا نمي پذيرفت، و...
اما بايد بداند كه ديگران نيز همانند او در قالب اين نهاد قرار است، تمرين نظم، قانون مداري، ضابطه مندي و مسئوليت پذيري نمايند و در اين فرصت خود را براي زندگي واقعي و جدي كه نظم و جديت و تعهد مي طلبد آماده سازند. از اينرو با درك از اينكه كاملاً براي خود و به نفع خود عمل مي كند، آماده مي شود كه قبول زحماتي را نمايد و از بي نظمي و بي ضابطگي بگريزد و هر چه بيشتر با مجموعه همکاری می نمايد، فردي دقيق تر و مسئولت پذيرتر گرد.
3) جاذبه به جاي دافعه: در بيرون از سازمانهاي مردم نهاد جوانان، هر فرد ممكن است بتواند به گونه اي كه تشخيص مي دهد، افرادي را بپذيرد و يا و يا نپذيرد, اما هر عضو اين مجموعه بايد بداند که با ورود به اين گفتمان ديگر حق انتخاب هر گونه برخورد خود سرانه اي را ندارد. او بايد بداند كه اولاً افرادي كه وارد اين فضا مي شوند، با اختيار, انتخاب و اراده وارد مجموعه مي شوند و ثانياً: هدف اينگونه سازمانها اين است كه نه تنها عضوي را از دست ندهد، بلكه حتي به اعضاي موجود نيز بسنده ننموده و دائماً در صدد جذب افراد و ياران جديدي باشد كه ارتباط مستمر با سازمان داشته باشند. اينجاست كه چنين مقصودي حاصل نمي شود و بدست نمي آيد مگر آنكه همه اعضا و خصوصاً مديران و شوراي مركزي راهبرد جذب افراد را در پيش بگيرند. اگر اين استراتژي را همه بپذيرند، ضرورتاً اين نكته را نيز بايد بپذيرند كه با خشونت، با بدخلقی، با اعمال سليقه هاي شخصي و.... جذب و انجذاابي صورت نمي گيرد. بلكه لازمه جذب افراد ديگر عاطفي بودن, مهرباني، خوش خلقي، خوش كلامي و رحمت مداري در كنار از خود گذشتگي و فداكاري و خود را نديدن است. به عبارت واضحي محبت مداري و گسترش فضاي دوستي و رفاقت از ويژگيهاي اساسي هر مسئول و عضو سازمانهاي مردم نهاد جوانان است، و مهمترين دستاورد چنين برخورد گرم واخلاقي نيز جذب افراد به سوي اينگونه تشکلهاي مردمي است.
4) تقويت هويت ايراني ـ اسلامي: از جمله ويژگيهاي هر عضو از اعضاي سازمانهاي مردم نهاد جوانان در ايران آن است كه بايد بداند و توجيه شود كه وارد مجموعه اي شده كه دغدغه فرا قومي، نژادي، زباني، منطقه اي و حتي مذهبي دارد و بايد دغدغه اصلي او تقويت و تعميق هويت ايراني و اسلامي باشد.
اگر هر فردي در اين مجموعه گرايشهاي زباني را عمده كند و يا به سابقه قومي و نژادي بنازد و يا افتخارات منطقه اي و جغرافيايي اش را به رخ بكشد و يا حتي مذاهب اسلامي موجود در كشورها را تحقير نمايد, قطعاً صلاحيت عضويت در چنين مجموعه فراگير و ملي را ندارد. از اينرو هم سازمانهاي مردم نهاد بايد اين قيد و مشخصه را با صراحت، دقيق و شفاف براي ديگران اعلام نمايند تا علاقه مندان با فضاي كلي و جهتگيريهاي سازمان از قبل آشنايي اجمالي داشته باشند و نسبت به رعايت آن ملزم باشند و هم در درون مجموعه نيز بايد تقويت هويت، ايراني ـ اسلامي همواره در برنامه ها و جلسات توجيهي از طرف مختلف مورد عنايت باشد . ضرورت دارد كه اگر برخي از اعضا به اين حد از گستردگي شخصيت نرسيده اند و بر سطوح هويتي كوچكتر حساسيت نشان مي دهند، نسبت به اهميت موضوع به صورت فردي توجيه گردند. در نتيجه از ويژگيهاي اعضاي سازمانهاي مردم نهاد جوانان آن است كه در درون سازمان دائماً هويت ملي وديني خود را تعميق بخشيده و به صورت پويا و بالنده تري اين غيرت ايراني اسلامي را پاس داشته و بسط دهند.
5) حساسيت بر روي هويت صنفي و جنسی: از امتيازات سازمانهاي مردم نهاد جوانان است كه محدويت عضوگيري ميان جنس مذكر و مؤنث ندارد. از اينرو دختران در كنار پسران از اعضاي اصلي اين مجموعه بوده و نسبت به بسياري از تشكل هاي موجود در كشور، روابط سهلتر و گسترده تري را با هم تجربه مي كنند.
اما نكته اي كه نبايد پسران دختران عضو اين مجموعه فراموش نمايند آن است كه گر چه پسر و دختر هر دو عضو اين مجموعه اند و از حقوق و وظايف قريب به هم بر خودارند، اما اين به معناي ناديده گرفتن تفاوتهاي جنسي و صنفي نيست. نبايد فراموش نمود كه اين جوانان در ايران عضو سازمانهاي غير دولتي اند واين كشور فرهنگ خاص ايراني و اسلامي در روابط دختر و پسر÷ را دارد. عدم رعايت حرمتها و حريمها در روابط دو جنس و افراط و تفريط ها در گفتگو، اداب معاشرت، مسافرتها، تورهاي علمي، در فعاليتهاي اجرايي و همايشها و در انتخاب نوع لباس و پوشش و.... ممكن است هم به فرد آسيب بزند و هم به مجموعه. از اينرو از مشخصه هاي سازمان آن است كه حد و مرز مطلوب، معقول و مشروع روابط دو جنس مخالف را رعايت نمايند و البته واضح است كه تبين دقيق ميزان و نوع ارتباطات، شيوه پوشش و .... مي بايست در مجموعه آموزش داده شده و در كنفرانسها براي اعضا بيان گردد.
6) دخيل نكردن گرايشهاي سياسي: در عصر جديد از امتيازات هر فرد آن است كه داراي شئون مختلف است. يك فرد مي تواند عضو خانواده بوده رفتار مناسب آن نهاد را داشته باشد. اما اين شخص نمي تواند نقشي را كه در خانه دارد به مثلاً محيط دانشگاهي تسري دهد. در عين حال همين فرد مي تواند عضو يك حزب و يا جريان سياسي باشد . البته حضور و عضويت در يك مجموعه سياسي قواعد، آداب و لوازم و مسئوليتهاي خودش را دارد و اين شرايط نه تنها يك نقطه ضعف تلقي نمي گردد، بلكه امتياز است كه يك جوان در زمينه هاي سياسي بي خيال و منزوي نيست و در موضوعات مختلف داراي حساسيت و تحليل است.
اما در سازمانهای مردم نهاد آنجا مشكل رخ مي نمايد كه اعضا نتوانند شأن و جايگاه سياسي خود را در حين فعاليت در اين مجموعه حفظ كنند. آنجا عضويت سياسي آسيب زاست كه فرد در مجموعه هاي غير سياسي نيز بخواهد تلاش سياسي بكند، ياركشي نمايد، به فعاليت حزبي دست بزند ، از كانديدا و يا افراد مورد علاقه اش تبليغ نمايد. حال آنكه جوهره اصلي سازمانهاي مردم نهاد جوانان غير سياسي بودن است. اينجاست كه بايد گفت كه يك عضو چنين مجموعه اي از ويژگيهايش آن است كه بايد بتواند در اين مجموعه علائق سياسي و گرايشهاي حزبي اش را ناديده بگيرد و جايگاه و نقش و كار كرد سازمان را بداند و بين شأن سياسي با شأن غير سياسي اش مرز بندي نموده و خلط ننمايند.
7) نوآوري مبتني بر سنت حسنه:ويژگي ديگر اعضا بايد آن باشد كه طالب و بلكه عاشق نوآوري باشند. حتي آب كه مظهر نماد حيات ونشاط است, اگر راكد بماند مي گندد. سازمانهاي مردم نهاد جوانان نيز بايد دائماً در تكاپوي نوآوري باشند و اين خلاقيت و ابداع در صورتي حاصل مي گردد كه اعضاي آن اراده كرده باشند كه در جا نزنند. خداوند در افراد مختلف، امكانات, ظرفيت ها و استعدادهاي گوناگون را گذاشت و كافي است كه افراد از سويي اين قابليتها را كشف كنند و از سوي ديگر با اعتماد به نفس بالا آن راعرضه نموده و در صدد تحقق آن پتانسيلها باشند. از اين رو بايد از طرح انديشه هاي نو، افكار تازه، جرقه هاي بديع، كوتاهي نكنند و اين فرهنگ را در سازمان بوجود آورند كه برروي ايده هاي جديد و ابتكاری رقابت صورت پذيرد. اين ابتكارات مي تواند در ميادين مختلف ( شيوه جذب نيرو، مجاري كسب اعتبار مادي و معنوي، مسيرهاي ارتباطات قوي و فعال با ديگران، عمق و غنا بخشي به دانش ,بينش و تجارب اعضا و...) باشد.
البته نبايد فراموش كرد كه اين افراد در بستر فرهنگ اين مرز و بوم تنفس نموده و فعالند، از اينرو نبايد نوآوريها در جهت نفي فرهنگ ارزشي و حسنه قومي، خودي، ديني و ايراني باشد. به عبارت ديگر هر نوآوري مثبت و سازنده نيست، و هر جا به جايي و دگرگوني امتياز تلقي نمي گردد. زيرا مي توان از وضع بهتر به سوي وضع بدتر رفت. از این رو بايد سنت هاي حسنه را پاس داشت و نوآوريها در حيطه ها و موضوعاتي باشد که به پيشرفت منجر می گردد و اگر در زمينه سنت ها و آداب است، جبران آفات و نقايص بوده و يك گام فرد و مجموعه را به سوي جلو بكشاند.
8) استمرار ويژگي داوطلبانه بودن : مي دانيم كه عضويت در سازمانهاي مردم نهاد جوانان اختياري، انتخابي داوطلبانه است. يعني از بين جوانان كثيري كه در جامعه وجود دارند، برخي با شهامت و انتخاب درست پا پيش مي نهند و با مسئوليت پذيري عضو چنين نهادي مي شوند و از ديگران سبقت مي گيرند.
اما نكته اي را كه به عنوان يك مشخصه براي اعضا مي توان برشمرد آن كه اين امتياز، يعني داوطلبانه بودن بايد فقط در حين ورود و زمان عضويت خلاصه نگردد، بلكه اعضا بايد به خود تلقين نمايند كه با مسئوليت پذيري بالا در همه فعاليتها ودر زمينه هاي مختلف داوطلبانه فعال باشند. قطعاً در حين فعاليتها و در زمينه كارهای دشوار و مسئوليتهاي سنگين, خلاهايي وجود دارد. اينجاست كه اعضا نبايد فراموش نمايد كه از ويژگيهاي عضويت آنها اختياري و داوطلبانه بودن است و از اينرو بايد در پذيرش مسئوليتها با يكديگر رقابت نموده و به صورت داوطلبانه بارهاي سنگين تر را به دوش بگيرند. اگر فضاي رقابتي سازمان پذيرش مسئوليتهاي خطيرتر باشد، اين نهاد در حال رشد و ترقي و توسعه خواهد بود. زيرا تكاليف با سرعت بالا و به بهترين نحو مطلوب به انجام مي رسد. در چنين گفتماني است كه مشاركت پذيري و مسئوليت پذيري در سازمانها نهادينه شده و فراگير مي گردد.
9) تقدم كار جمعي بر فردي : يكي از مشخصات هر عضو از اعضاي سازمانهاي مردم نهاد جوانان آن است كه بايد اين آمادگي را داشته باشند كه در بستر سازمان تمرين كار جمعي نمايند. بايد اين روحيه را در خود بپرورانند كه در فعاليت هاي علمي, در تهيه مطالب يك مجله، در تدبير يك همايش علمي، در برگزاري يك اردو و در موضعگيريهاي مختلف همواره به جمع و تشكيلات نظر داشته ، بلكه سعي كنند كه هماهنگي با ديگران، رعايت سلايق و علايق ديگران، گذشتن از نظرات شخصي در صورت شنيدن پيشنهادات بهتر را مرتباً تكرار و در خود دروني نمايند. بايد اجمالاً بدانند و در طول فعاليت در سازمان بياموزند و به خود بباورانند كه همواره كارهاي جمعي، مشورتي و گروهي , بخته تر و كاملتر از فعاليت هاي فردي است. واضح است كه تحقق چنين ويژگي نياز به از خود گذشتگي، حرمت ديگران را نگه داشتن، استبداد به رأي نداشتن ونتژجه کار را ديدن و ... دارد.
10) رعايت سلسله مراتب: اعضا سازمانهاي مردم نهاد جوانان بايد نسبت به كار تشكيلاتي هم در ابتدا تا حدودي آگاه باشند و هم در حين فعاليت توجيه شوند كه در تشكيلات تقسيم كار موضوعيت دارد. در يك تشكيلات مدني كه تا حدودي بالايي نيز انتخاب مسئولان از طريق مشاركتي و دمكراتيك صورت مي پذيرد، خود به خود برخي در مقام و جايگاه تصميم گيرنده در برنامه هاي مختلف قرار مي گيرند و برخي ديگر ممكن است در موقعيت اجرا كننده تصميمات باشند. حتي اگر فردي احساس كند كه توانايی بالاتری از مسئول خود دارد نيز در عمل بايد به تصميمات مسئولان(که معمولامتکی به مشورت با ديگران است) احترام بگذارد و البته تلاش كنند تا قابليتهاي خود را در عمل ثابت كند تا بتواند در جريان گردش نخبگان و تغييرات مديران سازمان در مراحل بعد برگزيده شده و بالا بيايد . ولي در هر شكل، اساس يك تشكيلات رعايت سلسله مراتب است وعضوي كه نتواند اين ترتيب را بپذيرد براي خود و جمع مشكلات متعدد ايجاد مي كند.
تذكرات
1) واضح است كه همه اين اوصاف و ويژگيها را اعضا نمي توانند بالفعل و به صورت كامل از ابتدا داشته باشند. خصوصاً اينكه آدمها از هم متفاوتند. و از اينرو تعيين سطح و استاندارد هر يك از ويژگيهای ياد شده نيز براي همه افراد دشوار است. با اين وصف اولاً می دانيم كه اين اوصاف نسبي اند به اين معنا كه هم نسبت به افراد مختلف با توجه به موقعيت خانوادگي، ويژگيهاي شخصيتي ، رشته تحصيلي و..... يكسان نيستند و ثانياً يك فرد هم در طول دوره از ابتداي عضويت تا در جريان عضويت يك ويژگي مثبت يا منفي، را می تواندكم يا زياد نمايد.
2) ويژگي هاي ياد شده براي اعضا مي تواند در اصل استراتژي و جهتگيري و سياستهاي سازمانهاي مردم نهاد جوانان را نيز رقم بزند. بدين معنا كه شوراي مركزي سازمان بايد در برنامه ريزي و طراحي هاي سازماني به سمت وسوي عناوين و فعاليتهايي بروند كه ويژگيهاي ياد شده براي اعضا را تقويت و دروني نمايند. به عبارت ديگر بين نقش و موقعيت سازمانهاي مردم نهاد جوانان با ويژگيها و مشخصات اعضاء رابطه مثبت وجود دارد.
|